ادامه رمان مافیای من (پارت 3)
ادامه رمان مافیای من (پارت 3)
گفت بره بیرون و بازم منو بوسید
بعدم ازم به خاطر کارهایی که باهام کرد
معذرت خواست
و رفت
وقتی اون رفت من سری بلند شدم
دیدم همهی وسایلام اونجاست
سری رفتم بیرون جونگ کوکو دیدم
بهم گفت کجا میری
گفتم به تو چه عوضی
جونگ کوک دستمو گرفت و گفت
خونتو خراب کردن
من بهش گفتم اوفف
بعد گفتم مامانم کجاست
گفت دنبالم بیا
منو برد به یه اتاق بزرگ دیگه مامانمو دیدم
سری رفتم سمتش گفتم چرا وسایلم آوردی اینجا
مامانم گفت من نیاوردم جونگ کوک یعنی داداشت آورده
من گفتم
چی داداشم
مامانم گفت بله من و بابای جونگ کوک ازدواج کردیم و تو الان یه داداش ناتنی داری
من از اسبانیت زیاد رفتم داخل همون اتاق که وسایلم بود رفتم نگاه کردم چمدونی چیزی نیست لباسامو جمع کنم نبود
جونگ کوک اومد توی اتاقم و...
هشتک هامون👇:
#بی_تی_اس
#ارمی
#بلک_پینک
#لیسا_مانوبان
#جیسو_کیم
#جنی_کیم
#رزی_پارک
#جانگ_هوسوگ
#کیم_تهیونگ
#جیمین_شی
#شوگا_کیم_میجین
#کیم_نامجون
#کیم_سوک_جین
گفت بره بیرون و بازم منو بوسید
بعدم ازم به خاطر کارهایی که باهام کرد
معذرت خواست
و رفت
وقتی اون رفت من سری بلند شدم
دیدم همهی وسایلام اونجاست
سری رفتم بیرون جونگ کوکو دیدم
بهم گفت کجا میری
گفتم به تو چه عوضی
جونگ کوک دستمو گرفت و گفت
خونتو خراب کردن
من بهش گفتم اوفف
بعد گفتم مامانم کجاست
گفت دنبالم بیا
منو برد به یه اتاق بزرگ دیگه مامانمو دیدم
سری رفتم سمتش گفتم چرا وسایلم آوردی اینجا
مامانم گفت من نیاوردم جونگ کوک یعنی داداشت آورده
من گفتم
چی داداشم
مامانم گفت بله من و بابای جونگ کوک ازدواج کردیم و تو الان یه داداش ناتنی داری
من از اسبانیت زیاد رفتم داخل همون اتاق که وسایلم بود رفتم نگاه کردم چمدونی چیزی نیست لباسامو جمع کنم نبود
جونگ کوک اومد توی اتاقم و...
هشتک هامون👇:
#بی_تی_اس
#ارمی
#بلک_پینک
#لیسا_مانوبان
#جیسو_کیم
#جنی_کیم
#رزی_پارک
#جانگ_هوسوگ
#کیم_تهیونگ
#جیمین_شی
#شوگا_کیم_میجین
#کیم_نامجون
#کیم_سوک_جین
- ۱۷.۷k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط