{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می‌خواست؛

دلم می‌خواست؛
بین شب‌ها و روزهات،
بین دست‌ها و نفس‌هات،
بین بوس‌ها و لب‌هات؛
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می‌چرخد..!

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

‎‏دامش ندیدم ناگهان‎در وی‎گرفتار آمدم

دوستت دارمهای منهمان ستکه در باغاتِ بهارشکوفه می شوند ودر اق...

اشتباه نکن!دور و نزدیک بودنِ آدم هابه فاصله شان تا تو نیست ن...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.هر #شب تو به ایوان خیالم ...

نازکن، عیبی ندارد، نازنین تر می شویبا غم این روزهای من عجین ...

🍒🌱با دلم بازی نکن؛ من بی تو رسوا می شوم..آشنای غربت؛ اینجا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط