{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز اشتیاق تو جانا، دلم به جان آمد

ز اشتیاق تو جانا، دلم به جان آمد
بیا، که با غم تو بر نمی‌توان آمد

نیامد از دو جهان جز رخ تو در نظرم؛
از آنگهی که مرا چشم در جهان آمد...


"فخرالدین عراقی"
دیدگاه ها (۷)

وقتی تنهاییمدنبال دوست میگردیم...،پیدایش که کردیمدنبال عیبها...

دل ز ما بربود حسن دلربا،چابک و صیاد و برباینده باد،مرغ جانم ...

-آدم ها تمام نمی شوند ؛آدم ها نیمه شببا همه ی آنچهدر پس ذهن ...

آن‌چنان زی که بمیری برهی، نه چنان زی که بمیری برهند!«سنایی غ...

#شعر_قدیمی 🍃بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط