{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر بالشی از خاطره بگذار سرت را

بر بالشی از خاطره بگذار سرت را
باشد که فراموش کنی دور و برت را

سرچشمه ی معصوم ترین رود جهانی
ای کاش خدا پاک کند چشم ترت را

تو آن سر دنیایی و من این سر دنیا
با این همه از یاد مبر همسفرت را

گنجشک من!آهسته به پرواز بیندیش
تا باد پریشان نکند بال و پرت را

من ماهی دلتنگ و تو ماه لب دریا
می بوسم از این فاصله قرص قمرت را
دیدگاه ها (۲)

اشک چشمم را به دنبالت فرستادم بیابیستونم را پی خالت فرستادم ...

امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنمجشنی به استقبال ِتو در...

مینویسم تا بخوانی با دو چشم منتظر دلبرم باز این دلم،چندیست ب...

تو ﻧﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻭ ﻧﻪ خورشید فقط دریاییتو ﻫﻤﺎﻥ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﯼ ...

قسم خوردم که در کفرت خودم پیغمبرت باشمتو حتی دیو هم باشی عزی...

پارت ۱۲کاکاشی سر جایش خشکش زده بود. سکوت، فقط صدای باد و خش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط