{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆
الیس سرش رو روی شونه ی جونگکوک گذاشت و زار میزد
_اونا بهم دست زدن... اون عوضیا... من خوشم نمیاد...( گریه )
+هیس... دستشون رو برات شکستم چیزی نیست
_اما...( بغض )
+حرف نباشه... تو هنوز برای اون کارا بچه ای
الیس سر جاش نشست
_میشه فردا بریم شهر بازی؟
+کار دارم
_لطفا...
+شاید نیام خونه ... راستی وسایلت رو جمع کن به بادیگاردا میگم بیان دنبالت
الیس باشه ای گفت
بدون اینکه بپرسه کجا؟ چرا؟ برای چی؟
رفت خونه ی مادرجان و وسایل رو جمع کرد
بادیگارد به دنبالش اومد
سمت خونه رفت
الیس وسایلش رو چید و متوجه این شد که پد بهداشتی جا مونده
اما در همین وقت جونگکوک به الیس پیام داد که بدون اجازه حق بیرون رفتن نداره
الیس سریع به پایین دوید
_ببخشید یه مشکلی هست من... من باید برم بیرون
بادیگارد سرش رو به نشونه ی خیر تکون داد
الیس سریع از لـای بادیگارد ها رد شد و پس از خریدن پد به خونه رفت
بادیگارد ها زانو زده بودن و چهره ی عصبی جونگکوک به الیس نگاه میکرد
+مگه نگفتم وقتی میری بیرون اجازه بگیر؟( بم )
_بب... ببخشید( اروم )
سیلی به صورت الیس خورد
جونگکوک الیس رو به اتاق ممنوعه برد
+با 𝟐𝟎𝟎تا شلـاق شروع میکنیم
_خواهش میکنم... بخدا یه مشــ...( به پایان نرسیده )
+چی مشکل زنونه؟ گفتم اجازه بگیر( عربده )
شلـاق ها میخورد... به بدن سفید و بلوری اون دختر
+تموم شد.... گفتم سر پیچی نکن( داد )
الیس با بدن زخمی گوشه ای از اتاق بود
دیدگاه ها (۰)

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆دخترک به گوشه ی اتاق رسید و دستی روی بدنش کشید _چطور....

سلـام بچه ها ببخشید من چند روزی پارت نمیدم میدونم میخواید دا...

بله دیگه!... ببخشیدا ولی اصلـا با بارسا حال نمیکنم البته که ...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس با حرفای جونگکوک به ترس افتاد _نمیخوام برو نمیشه...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس با بغض توی چشماش رضایت داد _اخ....( اروم )+هیس ....

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆+به چه دلیل؟ _شهر بازی مورد علـاقه بدون من... خوردن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط