{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل سرودم و گفتی که شاعران آری !

غزل سرودم و گفتی که شاعران آری !
بگو بگو تو به من هر چه در دلت داری

بخاطر تو به سیگار لب زدم گفتی
بدم می آید از این شاعران سیگاری

چه صادقانه برایت غزل سرودم و تو
چه بی ملاحظه گفتی: چقدر بیکاری!

ولی دوباره برایت غزل سرودم من
ولی دوباره بر آن وزن های تکراری

مفاعلن...فعلاتن...مفاعلن... گریه
مفاعلن...فعلاتن...مفاعلن.. زاری




حسین زحمتکش
دیدگاه ها (۳)

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛...ﺑﺪﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ...

برای شادی روحم کمی غزل لطفادلم پر از غم و درد است، راه حل لط...

از عاشقی نشانه بیاور برای منمن عاشقم، بهانه بیاور برای من من...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!نامه ای خیس به دستم برسانی برو...

ویو نویسنده ات داشت خاطراتش و با جونگکوک مرور میکرد و حتی صد...

#تاج_و_طوفانپارت ۴۹: برادر زنصدای موج‌ها آرام به ساحل می‌خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط