باغبان بگشای در گلها همه باز آمدند

باغبان بگشای در گلها همه باز آمدند
بلبلان در باغ و بستانها به پرواز آمدند

بید مجنون شانه زد زلف پریشان حال خود
تا لب لیلای او با غنچه دمسازآمدند

پر شد از عطر شقایق کوچه های عاشقی
عاشقان با جام و ساقی محرم راز آمدند

لاله ساغر گیرد و نرگس شود مست می اش
سرو نازان را بگو با عشوه و ناز آمدند

بامدادان می چکد شبنم ز چشم ارغوان
تا که مرغان سحر با ژاله همساز آمدند

تاب گیسوی بنفشه چین زلف یار شد
همچو نرگس دلبران با چشم غماز آمدند

بوی باران بوی سوسن بوی عطر رازقی
عندلیبان بهر شان با ساز وآواز آمدند
دیدگاه ها (۱)

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

عجب هوایی داری! هوایت که به سرم میزند ،دیگر در هیچ  هوایی نم...

چشم توکاش می‌دیدم چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری استآه...

دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست...هر چه برایش توضیح دهی, بیشتر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط