{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم

سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم

اشک در چشمانم حلقه میزند و همه با تعجب نگاهم میکنند

لبخندی میزنم و میگویم:

چقدر داغ بود ! هه♡
دیدگاه ها (۸)

ﺑـــــﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔـــــر

همیشــــــــه مـی گفتنــــدسختی ها نمک زندگیستامــــا چــــر...

ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻥِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺁﺩﺍﺑﯽ ﺩﺍﺭﺩﺍﮔﺮ ﺁﺩﺍﺏِ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪﺣﺪِﺍﻗ...

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴـــــــــــﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﯾﺸﻮ ﻗﺪﺷﻮﻥ . . . ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺸﻮﻥ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط