{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گنگِ خواب دیده و عالم تمام کر

من گنگِ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش!
دیدگاه ها (۰)

انگشت به لب مانده ام از قاعده ی عشقما یار ندیده تب معشوق کشی...

دیگر پذیرفتم که تنهایی بدیهی ستحتی اگر از آسمان آدم ببارد…!

ما و زاهدان شهر، هر دو داغدار اماداغ ما بُوَد بر دل، داغ او ...

چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجیکه سخن نگفته باشی؛ به س...

خواب ز چشمانم پریده شبانه هستم بیدارسوی چشمانت دیده شروع کنم...

آقا اجازه!ما دلمان تنگ شده برای شما...از آن دلتنگی ها که آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط