{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی از زخم ها باید باز باشند تا

بعضی از زخم ها باید باز باشند تا
با سوزش شان بشود خاطره بازی کرد و التهاب شان تا مغز استخوان را بسوزاند.
انگار پشت دستت داغ بگذاری، که باید از آدم ها ترسید.
از همین آدم های ساده ای که توی صف نانوایی برایت درددل می کنند و دلت بحال شان می سوزد.
از همین آدم های خسته ای که گمان می کنی در حق شان ظلم شده و دلت می خواهد کاری کنی.
از همان هایی که یکبار دلت برای شان لرزیده و هزار بار به پای همان یکبار جان داده ای.
و نمی دانی که اتفاقا از همین آدم های معمولی باید ترسید و فاصله گرفت.
باید روی بعضی از زخم ها را باز بگذاری تا یادت بماند که بعضی از دردها ریشه می دهند به قدر عمر آدمیزاد.
اسید می پاشند به مغز استخوان و مرگ می طلبند.
باید یادت بماند که بعضی از دردها فقط مرگ می طلبند و بعضی از آدم ها خیلی ساده تمامت می کنند.
دیدگاه ها (۹)

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

اندکی تا‌مل👇 دبیر ادبیاتی می گفت:این روزها بد جوری از این ن...

گاهی آدم ها به جایی می رسند که نباید می رسیدند، به هیچ،به پو...

شما را به مقدساتتان قسم،اگر هنوز میلغزد زیر پایتاناگر هنوز د...

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

گاهی آدم‌ ها تمام عمرشان را کنار کسی می‌گذرانند که سهم حضورش...

بعضی غم‌هاراهی به کلمه ندارند.نه می‌شود برایشان شعری نوشت،نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط