{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرگوش قاتل

خرگوش قاتل
پارت۱۴
دیدم یه مرد قد بلند جلوم وایساده و چتر رو گرفته رو سر من سرم رو بلند کردم که با کوک مواجه شدم
کوک:چرا اینجا نشستی ؟
(رعد و برق )
بدون فکر کردن به چیزی پریدم تو بغل کوک
ا.ت:من .. من.. میترسم(گریه)
کوک سر ا.ت رو آروم ناز می‌کنه
کوک:من اینجام چیزی نیست
کوک ا.ت رو برآید استایل بغل می‌کنه و به طرف ماشین میره و ا.ت رو تو ماشین میزاره و کمربندش رو می‌بنده و بعد خودش سوار میشه
رعد برق
ا.ت:گریه شدید
کوک دست ا.ت رو میگیره و ا.ت یکم آروم میشه ولی بازم گریه می‌کنه
به عمارت کوک میرسن
کوک ا.ت رو برآید استایل برمیداره و وارد عمارت میشن ا.ت رو می‌بره به اتاقش و آروم میزارتش رو تختش میخواد بره که ا.ت دست کوک رو میگیره
ا.ت :میشه کنارم بمونی
کوک:باشه صبر کن برم برات لباس بیارم
یکی از هودی هاش رو با یه شلوار که برا خودش کوچیک شده بودن رو میاره برا ا.ت
کوک: تو اینارو بپوش من میرم حموم
(حموم تو همون اتاقه)
کوک میرع حموم و ا.ت هم لباسا رو می پوشه ولی بازم برا ا.ت بزرگه
ادامه دارد...
قراره از اون یکی پارت به بعد موضوع جالب تر بشه پس حمایت کنین
اگه تا شب لایک ها به ۱۵ برسه یه پارت هم میزارم و بعدش خیلی خفن تر میشه موضوع ♥️
کامنت هم ۲۵
دیدگاه ها (۳۰)

خرگوش قاتلپارت۱۵ویو ا.ت:سعی کردم یکم آروم باشم و گریه نکنمرو...

خرگوش قاتل پارت ۱۶عروسی از اونجایی که میدونین حوصله ام نمیکش...

خرگوش قاتلپارت ۱۳ویو ا.ت:در خونه مون رو هر چقدر زدم کسی در ر...

خرگوش قاتل پارت۱۲بعد از خوردن ناهار به سمت تالار ها رفتیم چن...

ادامه سناریو BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط