{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ و زندگی پارت 1 :

مرگ و زندگی پارت 1 :
ویو ا/ت روز اول دانشگاه :
ساعت 6:00 بود که آلارم گوشيم زنگ خورد به زور از تخت پا شدم و رفتم دستشویی و کار های لازم و انجام دادم ، آماده شدم و بعد صبحونه ای حاضری خوردم و راه افتادم.
وارد دانشگاه شدم رفتم توی کلاس نشستم و منتظر استاد بودم که یه دختره اومد جلو و سلام کرد
ا/ت : سلام
( اسم دختره بلا بود )
بلا: باید تازه وارد باشی خوش اومدی میای دوست شیم؟
ا/ت : هی آروم نفس بگیر .اره میشه یکم از اینجا برام توضیح بدی ؟
بلا: ارهه خب ببین اینجا چند تا دختره هرزه و پیکمی هستن که اسماشو( هانا - میا - و دوست پسراشون هستن ) قلدرن برای کل کلاس قلدری می کنن که شامل منو تو هم میشه پس مراقب باش و اینکه بجز هانا و میا دیگه همه ی کلاس مثل خودم و خودتیم.
ا/ت : باشه ممنون
استاد اومد ریاضی داشتیم. تموم که شد داشتم می رفتم بیرون که یهو هانا ، میا ، هه سونگ و سونگ جه دوست پسراشون جلو پام سبز شدن یکم ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم .
ویو نامجون:
کتاب هام و برداشتم داشتم می رفتم تا اینکه چشمم خورد به ا/ت که هانا و میا و اون 2 تا لاشی جلوش رو گرفتن رفتم جلو میا دستش و برد بالا می خواست بزنه تو صورتش که ...






شرط ها 20 لایک ها 10 کامنت ها
دیدگاه ها (۴)

مرگ و زندگی پارت 2 که دیدم دستشو برد بالا و می خوست ا/ت رو ب...

خب بعد از کلی انتظار شروع می کنم رمان رو اسم رمان: مرگ و زند...

سلامممم می خوام یه سناریو از نامجون بنویسم اگه دوست دارین دن...

پارت۲🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤 ادامه ی ویو جونگ کوک درس رو دادم ...

دست گرم پارت 1ویو ا. تامروز روز اول دانشگاه هست برای همین ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط