{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت سی چهار🍷🗡



بادیگارد تکون نخورد و واکنشی نشون نداد ، انگار که اصلا وجود خارجی نداره

از تقلا کردن خسته شد
برگشت که چیزی بگه ولی با دیدن من ساکت شد

جلو اومد
تو یه قدمیم وایساد و خیره شد به چشمام
+بگو برن کنار من برم

دست جلو بردم
موهاش و از روی صورتش کنار زدم
_چشم دوست داشتنی

جیغ کشید
+عوضی منو دست ننداز میگم بگو برن اونور

بی تفاوت لب زدم
_داری خودتو خسته میکنی دیگه دوست داشتنی !

چشماش پر شد
ولی تند تند پلک‌زد تا اشکش نریزه

دختر جسـور و شجاعی بود
خوشم می اومد.

+چیکار کنم منو آزاد کنی؟ برا چی منو گرفتی احمق

تای آبرومو بالا بردم
_آدم با اربابش درست حرف میزنه دوست داشتنی

+به من نگو دوست داشتنی

بی هوا خندیدم
_میدونستی با مزه ای دوست داشتنی؟

پوفی کشید ، میدونستم کلافه هست...
+نگفتی چیکار کنم

میدونستم چی میخواد ، میخواست آزادش کنم..
بهتر بود بگم تو تا ابد تو بند این شیطانی
ولی بهتر نبود بازی رو هیجانی کنیم

سر خم کردم سمتش
_ عقدم شو ... یه توله مثل خودت برام بیار دوست داشتنی تا ولت کنم
بهت زده نگاهم کرد
دیدگاه ها (۱۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت سی پنج🍷🗡+شوخی میکنی دیگه؟ چشمکی زدم _به من...

بچه ها ریدم تو اینایی که میگن چشم اجی حمایتت میکنیم ولی نمی...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی سه🍷🗡نگاهم نکرد حس میکرد غرورش شکسته ......

بازی درخون 🍷🗡پارت سی دو🍷🗡با حس کنده شدن موهام چشم باز کردم ک...

تک پارتی ناگی رفتم تو اتاق ناگی دیدم ناگی خوابه مثل همیشه کن...

part.69.٪.. فقط از روی تجربه میگیم یک نفر ناراحت بشه بهتر از...

چندپارتی:وقتی مافیا بود و....pt⁶(end)کل مهمونی عصبی نگاهم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط