{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت سی سه🍷🗡



نگاهم نکرد
حس میکرد غرورش شکسته ...

دستمو محکم روی لبش که جای کبودی و مهر مالکیت من بود کشیدم و گفتم
+چی یاد گرفتی از تنبیهت؟!؟!

چیزی نگفت
سرمو بردم کنار گوشش و محکم گفتم
_بهت میگم چی یاد گرفتی! یاد گرفتی که دختر خوبی باشی و از این به بعد منو اینطوری بیدار نکنی ، مثلا میتونی با یه بوس...

حرفم با کاری که کرد نصفه موند

با دستای کوچیکش سیلی زده بود بهم؟!
با جسارت را زل تو چشمام...
_منم اینو زدم تا بفهمی بار دیگه منو اشتباهی یا عمدا بوس نکنی پسر خوب

لبخند کجی که میخواست بیاد روی لبم با کاری که کرد از بین رفت
آخی گفتم

محکم با زانوش زده بود وسط پام
خوابیدم روی تخت که غلطی زد و خودش و از حصارم آزاد کرد
+عوضی!

بلند شد از رو تخت
+باز بعدی مزاحم‌یه خانوم محترم بشی یه طور دیگه برخورد میکنم ، بای جناب

از اتاق رفت بیرون
نیشخند زدم

لعنت بهت

به زور بلند شدم و دنبالش رفتم که دیدم جلوی در با بادیگاردا درگیر شده

تکیه دادم به دیوار و دست به سینه نگاهش کردم
با لقد بادیگارد و زد و جیغ کشید

+برو کنار گوریل!
دیدگاه ها (۹)

بازی درخون 🍷🗡پارت سی چهار🍷🗡بادیگارد تکون نخورد و واکنشی نشون...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی پنج🍷🗡+شوخی میکنی دیگه؟ چشمکی زدم _به من...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی دو🍷🗡با حس کنده شدن موهام چشم باز کردم ک...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی یک🍷🗡آروم تو بغلم گرفتم وزنی نداشت ، انگ...

عشق زندگی من +فیلیکس - هیونجین +شب بود داشتم برمیگشتم خونه ...

#عشق شیرین #پارت7#ویوفلیکسسرشو بهم نزدیک کرد و به Labamخیره ...

درمانگر عشق. پارت۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط