{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در لحظه برخورد نگاهمان ثانیه ها به استقبال مرگ رفتم گویی

در لحظه برخورد نگاهمان ثانیه ها به استقبال مرگ رفتم گویی که انگاردنیامتوقف شده بود تنها تو بودی،چشمانت وقلبی که تپش رافراموش کرده بود!
یک لحظه بود،پلکی زدم ودیگرقلبی برایم نمانده بود.
دیدگاه ها (۰)

_قلبت‌و‌میشکنم..‌نبودنم‌بهتره.+دیونه‌شدی؟‌تو‌رویِ‌من‌وایستاد...

رقص انگشت هایت روی کلاویه های پیانو‌ی خاک خورده گوشه تالار ر...

روزهای زیادی رو در زندگیم به این فکر کردم که عشق چطوری توی آ...

نگاه کردن بهت مثل نگاه کردن به ماه لذت بخشه، حرف زدن باهات م...

《عشق زیر نور ماه》تهیونگ: دریک شب زمستانی که دانه های برف بر ...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟎«چون دو پارت قبل تغییر کرده اول اونارو ...

فعلا اینو داشته باشین ببینین قلمم چطوریه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط