DARKLIKEBLACK
#DARK_LIKE_BLACK
part 44
میا :
بعد از بازی برای مجازات کردن رکیتا بهش گفتیم که برامون خوراکی بیاره.
+ زود بگین چی کوفت میکنین.
- نوشابه بیار تو کوفت کن ما نوش جون.
+ پرو های تقلب کار.
× پرو تر از رکیتا وجود داره ؟؟؟
÷ نه محاله.
× بزار خوشحال باشه فک کنه ما تقلب کردیم.
÷ یسسس.
رکیتا رفت توی آشپز خونه منم رفتم تلوزیون رو روشن کردم.
× چه فیلمی بزارم.
رکیتا از توی آشپز خونه داد زد :
+ ترسناک باشهههه.
- بازنده ها حق انتخاب ندارن.
+ اصلا عمو پورنگ بزار ب من چه.
÷ عمو پورنگ چیه ؟؟
+ هیچی بیخیال.
تلوزیون رو روشن کردم داشتم فیلم رو انتخاب میکردم که برق ها خاموش شد و بعدش یه صدای خیلی بلند و بعدش صدای جیغ رکیتا از توی آشپز خونه باعث شد منو سانهی هم جیغ بزنیم و داد وبیداد های مارنی که به رکیتا میگفت چه غلطی کردیییی؟؟
رکیتا :
از آشپز خونه دویدم بیرون و پریدم و بغل مارنی.
- چه مرگته رکیتا چی شده ؟؟
+ شاید این آخرین روز زندگی مون باشه ععععرررررر
- دیوونه شدی فقط برق رفت که الان درست میشه.
+ مارنی چند نفر توی حیاط امدن که مارو بکشننننن.
- چی میگی ؟؟
× رکیتا زده به سرت ؟
+ خودم دیدمشون باور کنین دارم راست میگم
÷ الکی شلوغش نکن برو نوشابه بیار.
(دددننننگگگگ) یه صدای بلند از توی حیاط امد که این دفعه هممون از ترس جیغ کشیدیم
× هممون میمیریمممم.
- آروم باشین دخترا من الان در رو باز میکنم شما از پشت مراقب باشین
÷ نه من درو باز میکنم.
- پس منو میا میریم پشت مبل مراقبت هستیم.
+ منم میرم پشت در اگه اتفاقی افتاد با چوب میزنم تو سرش.
- خشن نشو...
+ میخوان بکشنمون
× زود باشین برین سر جاهاتون الان میان داخل
- اوکی بریم.
میا :
همه رفتیم سرجاهامون سانهی به سمت در رفت دستگیره رو داد پایین که رکیتا پرید جلوی در و با یه جیغ چوب رو زد تو سرش.
× رکیتا چه غلطی کردی ؟؟؟؟
+ جین اینجا چیکار میکنه ؟
× رکیتا چرا جو گیر شدی ؟؟
- جین حالت خوبه؟!
+ این صدای کی بوددددد؟؟؟؟
- فک کنم جیمین بود.
جین از روی زمین بلند شد سریع از پله ها پایین رفت و رکیتا هم دنبالش رفت.
+ وایسا ببینم کجا داری میری ؟؟
همه دنبال رکیتا و جین از پله ها پایین رفتیم و همه ی پسرا توی حیاط بودن
- شمااینحا چیکار میکین ؟؟
- اامممم ، ته..تهیونگ دلش برای رکیتا تنگ شده بود اومدیم اینجا.
+ مگه در زدن بلد نیستین که بانردبون از پنجره میخواستین بیاین ؟؟
- نهه میخواستیم غافلگیرتون کنیم.
+ دماغت دراز شد.
نظر بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار مهم است
part 44
میا :
بعد از بازی برای مجازات کردن رکیتا بهش گفتیم که برامون خوراکی بیاره.
+ زود بگین چی کوفت میکنین.
- نوشابه بیار تو کوفت کن ما نوش جون.
+ پرو های تقلب کار.
× پرو تر از رکیتا وجود داره ؟؟؟
÷ نه محاله.
× بزار خوشحال باشه فک کنه ما تقلب کردیم.
÷ یسسس.
رکیتا رفت توی آشپز خونه منم رفتم تلوزیون رو روشن کردم.
× چه فیلمی بزارم.
رکیتا از توی آشپز خونه داد زد :
+ ترسناک باشهههه.
- بازنده ها حق انتخاب ندارن.
+ اصلا عمو پورنگ بزار ب من چه.
÷ عمو پورنگ چیه ؟؟
+ هیچی بیخیال.
تلوزیون رو روشن کردم داشتم فیلم رو انتخاب میکردم که برق ها خاموش شد و بعدش یه صدای خیلی بلند و بعدش صدای جیغ رکیتا از توی آشپز خونه باعث شد منو سانهی هم جیغ بزنیم و داد وبیداد های مارنی که به رکیتا میگفت چه غلطی کردیییی؟؟
رکیتا :
از آشپز خونه دویدم بیرون و پریدم و بغل مارنی.
- چه مرگته رکیتا چی شده ؟؟
+ شاید این آخرین روز زندگی مون باشه ععععرررررر
- دیوونه شدی فقط برق رفت که الان درست میشه.
+ مارنی چند نفر توی حیاط امدن که مارو بکشننننن.
- چی میگی ؟؟
× رکیتا زده به سرت ؟
+ خودم دیدمشون باور کنین دارم راست میگم
÷ الکی شلوغش نکن برو نوشابه بیار.
(دددننننگگگگ) یه صدای بلند از توی حیاط امد که این دفعه هممون از ترس جیغ کشیدیم
× هممون میمیریمممم.
- آروم باشین دخترا من الان در رو باز میکنم شما از پشت مراقب باشین
÷ نه من درو باز میکنم.
- پس منو میا میریم پشت مبل مراقبت هستیم.
+ منم میرم پشت در اگه اتفاقی افتاد با چوب میزنم تو سرش.
- خشن نشو...
+ میخوان بکشنمون
× زود باشین برین سر جاهاتون الان میان داخل
- اوکی بریم.
میا :
همه رفتیم سرجاهامون سانهی به سمت در رفت دستگیره رو داد پایین که رکیتا پرید جلوی در و با یه جیغ چوب رو زد تو سرش.
× رکیتا چه غلطی کردی ؟؟؟؟
+ جین اینجا چیکار میکنه ؟
× رکیتا چرا جو گیر شدی ؟؟
- جین حالت خوبه؟!
+ این صدای کی بوددددد؟؟؟؟
- فک کنم جیمین بود.
جین از روی زمین بلند شد سریع از پله ها پایین رفت و رکیتا هم دنبالش رفت.
+ وایسا ببینم کجا داری میری ؟؟
همه دنبال رکیتا و جین از پله ها پایین رفتیم و همه ی پسرا توی حیاط بودن
- شمااینحا چیکار میکین ؟؟
- اامممم ، ته..تهیونگ دلش برای رکیتا تنگ شده بود اومدیم اینجا.
+ مگه در زدن بلد نیستین که بانردبون از پنجره میخواستین بیاین ؟؟
- نهه میخواستیم غافلگیرتون کنیم.
+ دماغت دراز شد.
نظر بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار مهم است
- ۲۵.۸k
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط