{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از تنهایی و شب های بی دیدار میترسم

من از تنهایی و شب های بی دیدار میترسم
از این چشمان خیس و تا سحر بیدارمیترسم

هوای روزگار من هوای سرد دلتنگیست
من از سرمای طاقت سوز، تن تبدار میترسم


#محمد_امیری
دیدگاه ها (۷)

#عاشقانه_ها

دلتنگی یک شب هایی را هیچ خیابانی گردن نمی‌گیرد تاریکی یک شب ...

ماجرايی نيست در اين زندگی، جز يک سؤالمن چگونه داخل اين ماجرا...

کجاست آن‌همه رؤیا؟ چرا فروخته‌ام-به چند بادکنک، کلّ آسمانم ر...

مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم؛جز تماشای تو از دور ، چه راهی...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط