عطری که

.
عطری که
جا مانده بود
در خواب هایم
همراه گلی از پیراهنت
سنجاق کردم
به لبخند آفتاب

با تو
چه فرقی می‌کند
پائیز
یا بهار
تو هر شب شکفته ای
و من
هر صبح گلفروش..
.
_محسن افشار‌نادری
دیدگاه ها (۱)

.گاهی که "نمی‌شود"، آرام بگیر و بنشین. چای بنوش، سیگار بکش. ...

.اینجا، مردم قدر صبح را نمی دانند.... با بیدار باشِ زنگ ساعت...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

part 1

آدما رو خسته و پشیمون نکنید....ازخوب ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط