{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بریم واسه پارت دهم

بریم واسه پارت دهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
. ویو دازای.
قرار شد اسم گربه چو باشه البته ایده خودم بود
غذا هارو درست کردم برای خودمون سوپ درست کردم و برای چو ماهی چو چون هنوز ظرف غذا نداره براش ریختم تو کاسه میزو چیدم و چویا و چو رو صدا زدم
- چویاااااااااا چووووووو بیاید غذا بخورید
+باشه الان میایم، غذا چیه
-سوپ
+و برای چو؟
-ماهی
+هوم
-راستی شب ساعت چند بریم بیرون؟
+نمیدونم کی خوبه
-بعد غذا یکم بخوابیم ساعت 8تا9 بریم بیرون خوبه
+اره 👍
. ویو چویا.
غذا که تموم شد به دازای گفتم میز رو جمع میکنم بره تو تخت تا بیام (فکر بد نکنید فعلا صحنه نمیزارم 😌💅) سفره رو که جمع کردم دیدم تو خودش جمع شده تا بیام منم سریع پریدم بقلش تعجب کرد اما خب چون خسته بودم اینکارو کردم به هر حال ولش کن خوابیدم.
. ویو دازای.
از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود دیدم چویا داره نفس نفس میزنه و هزیون میگه انگار داشت خواب بد میدید بیدارش کردم
-چویا چویا بیدار شو
+ههههههه وای خدا هه چیشده هه اون کجا رفت
-اروم باش کابوس دیدی
+اها باشه من میرم یه آب به صورتم بزنم
-باشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب مامانم داره گوشیو میگیره فردا ادامه میدم باییییییی 👌💅💖
دیدگاه ها (۰)

...ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ+من یرم یه اب به صو...

خب بعد دو هفته پارت 😂------------------------------.ویو چویا...

خب خب بریم واسه پارت نهم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خب خب بریم ادامه پارت هشتم ــــــــــــــــــــــــــــــ.وی...

عشقی در مافیا ( پارت هشتم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط