{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب خب بریم واسه پارت نهم

خب خب بریم واسه پارت نهم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
. ویو چویا.
دازای رفت منم شروع کردم سفارشا رو گرفتم که یهو یه بچه گربه کوچولو نارنجی با چشمای ابی (الان چویا اومد تو ذهنم😂) دیدم که دم در کافه نشسته رفتم پیشش یکم نازش کردم که یکی صدام زد گفت بیام ادامه سفارشارو بگیرم منم گربه رو اوردم داخل و کارمو تموم کردم که دازای اومد
-سلام
+سلام
-خب بریم
+ام میگم دازای
-جونم
+من یه بچه گربه پیدا کردم میشه بیارمش تروخداااا😢
-خیلی خب برو بیارش
+واقعا مرسیییییییی 😘🥰
-خواهش میکنم 😇
+خب اوردمش
-چقدر شبیهته
+هی
-خب پس الان بریم خونه شب بریم براش وسیله بخریم
+باشه
به سمت خونه راه افتادیم دازای رفت واسه گربه و خودمون غذا درست کنه منم گربه رو شستم و خشکش کردم گه دازای گفت:
-خب دختره یا پسر
+دختر
-اسمشو چی میخوای بزاری
+نمیدونم تو نظری نداری
-به نظرم چو خوبه
+اره بهش میاد ولی این نصف اسم منه
-میدونم برای همین گفتم
+خب چیزی به ذهنم نمیاد پس همون چو خوبه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب من برم درس بخونم
دیدگاه ها (۰)

بریم واسه پارت دهم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . ...

...ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ+من یرم یه اب به صو...

خب خب بریم ادامه پارت هشتم ــــــــــــــــــــــــــــــ.وی...

فعلا پارتای قبل رو میدم تا یادتون بیاد خب ادامه پارت بدم 😅پا...

یک تک پارتی پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط