{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلے ناب و صمیمانہ بہ رنگ دل تو

غزلے ناب و صمیمانہ بہ رنگ دل تو
بســــرایم کہ شود بار دگر قاتل تو
آنچنان مســـت زتیمار رُخت گشتہ دلم
کہ کُشم هر کہ بخواهد بشود مایل تو
نفسے در قفسے همچو کسے کردی مرا
آن خدایی بستایم کہ شود واصل تو
قایقی را سازم و آن را بہ آب اندازم
بشوم همدم سهراب و شوم غافل تو
پشت دریاها شهریست کہ بہ آن دلبندم
بہ گمانم کہ بباشدش همان ساحل تو.
دیدگاه ها (۳۲)

گاهی دلم برای تو بد شور می زنددستی به روی اسم تو هاشور می زن...

بودنت دنیا ست، تکرارش بکنبوسه ات زیبا ست، تکرارش بکنخنده ات ...

‍ عشق یعنی گمان داری که در لذت شدیچشم،بگشایی، ببینی جای ان ...

بزدلیم ! و عشق را از ترس کتمان می کنیمسالها احساس را در سینه...

بارها آن نام مقدس عشق را تکرار میکنم به ذهن یادآور میشوم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط