رمان اب برای گل پارت
رمان اب برای گل پارت 4
رفت پیش شاهزاده سلام کرد و گفت میتونم کنار تون بشینم شاهزاده گفت اره میتونی بشینی شاهزاده به خدمت کار گفت که برای شاه دخت چای بریزد شاه دخت گفت میتونم یه سوال بپرسم؟ شاهزاده گفت بپرس شاه دخت گفت چی تو این دنیا برای شما ارزش داره شاهزاده گفت هیچ چیزی تو این دنیا برام مهم نیست شاه دخت گفت اگه من شمارو عاشق خودم کنم من برای شما مهم میشم یا نه شاهزاده جواب داد شاید
رفت پیش شاهزاده سلام کرد و گفت میتونم کنار تون بشینم شاهزاده گفت اره میتونی بشینی شاهزاده به خدمت کار گفت که برای شاه دخت چای بریزد شاه دخت گفت میتونم یه سوال بپرسم؟ شاهزاده گفت بپرس شاه دخت گفت چی تو این دنیا برای شما ارزش داره شاهزاده گفت هیچ چیزی تو این دنیا برام مهم نیست شاه دخت گفت اگه من شمارو عاشق خودم کنم من برای شما مهم میشم یا نه شاهزاده جواب داد شاید
- ۵۴۷
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط