{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنـگــــی ...

دلتنـگــــی ...
خیلی واژه ی سنگینیـــه ..
آنقـــدر که خیلی هـــا ...
زیـــر آوارش ...
نفـس کشیـدن یادشــان رفتــه ...♥ ــ♥ ــ
دیدگاه ها (۳)

دل که بگـیــــرد ...مغـز هرچقــدر هـم ...که فـــرمان دهد ......

برو !اما دِلَت را خوش نکن...این لبخنداز جنسِ لبخندِ مهماندار...

من را زیر خاکستر جاگـــــذاشتـــــــی!!!آهـــــــایـــــــــ...

بارش رحمت الهی هم اکنون در اهواز

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

اهل فن حرفمو می‌فهمن اون روسیه بود الان ما که اجازه نفس کشید...

پارت ۱۴از مغازه که بیرون اومدیم، دو تا کیسه‌ی پارچه دستم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط