{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توبه کردم ز شور و بی‌خویشتنی

توبه کردم ز شور و بی‌خویشتنی

عشقت بشنید از من به این ممتحنی

از هیزم توبهٔ من آتش بفروخت

می‌سوخت مرا که توبه دیگر نکنی
دیدگاه ها (۱)

دست مرامحکم بگیر و ول نکنمن از بلندیروزهای بی‌تو می‌ترسم

بی عشق زیستن را جز نیستی چه نام استیعنی اگر نباشی کار دلم تم...

دلبسته امهیچ چیز آرامم نمی کند !من چه می دانستمافسردگی دارد ...

کاشکی محکوم اغوشت شوم شاید که توباورت گردد که من زندانی چشم ...

محسن»که شهید راه پیغمبر(ص) شددر راه ولایتِ علی (ع) پرپر شدهم...

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

یونیت داندان پزشکی که ازش وحشت کردم می خواست دندان مرا بکشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط