{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن
دلبری کن از من و امشب برایم ناز کن
مانده ام پشت در دروازه چشمان تو
رحم کن امشب بیا در را برویم باز کن
من به شوق توبه پرواز آمدم در آسمان
بال بگشا سوی من امشب تو هم پرواز کن
حرف دل بسیار باشد با تو هم صحبت شوم
سر بروی شانه ام بگذار و عشق اغاز کن
میشوم شیرین تو فرهاد من باشی اگر
لب بروی لب گذار و بوسه را احساس کن
دست در دستان هم در زیر باران هم قدم
باصدای دلنشین در گوش من اعجاز کن
دیدگاه ها (۵)

آنقدر در دل نشستى كز زبان اقرار ريخت بر زبان هر چه نيامد بر ...

شب مهتاب و کوچه ی خلوتبوف کوری که میزنه فریاد‌ قلب من زیر او...

ساقیِ چشمان مستت می فشانی میکند؛؛با نگاهی انجمن را دُر فشانی...

بر باغ جهان چرخ بزن عشوه کنانهر صبح برایم تو بخوان خنده زنان...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

جیرایا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط