{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن
دلبری کن از من و امشب برایم ناز کن

مانده ام پشت در دروازه چشمان تو
رحم کن امشب بیا در را برویم باز کن

من به شوق توبه پرواز آمدم در آسمان
بال بگشا سوی من امشب تو هم پرواز کن

حرف دل بسیار باشد با تو هم صحبت شوم
سر بروی شانه ام بگذار و عشق اغاز کن

میشوم فرهاد تو شیرین من باشی اگر
لب بروی لب گذار و بوسه را احساس کن

دست در دستان هم در زیر باران هم قدم
باصدای دلنشین در گوش من اعجاز کن
دیدگاه ها (۲)

دلــبرا شهد لــبت را از لــبم پنــــهان مکنچـشم مشتاق مــرا ...

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسماز اشک ... روی دسته ی ...

نازنینم بودی و نازت مرا دلگیر کردکاش میشد درد دلهای مرا تصوی...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

My professor Part:89لبای داغش نرم و مطمئن مثل گلبرگی که روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط