یه بنده خدایی تعریف میکرد که :

یه بنده خدایی تعریف میکرد که :

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خوشگل خوشم اومد …

از فروشنده پرسیدم چند ؟
طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومان !

مادرم گفت : تو که نه نماز میخونی …
نه روزه میگیری …
نه عبادت حالیته !
خودش مفت و مجانی میاد تو قبرت !! بیا بریم @_@
دیدگاه ها (۷)

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

Part ²³ویو لیلی رفتیم تو یه بوتیک که لباس عروسای نازی داشت ب...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط