{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عادت کرده ام

من عادت کرده ام
شعرهایم را
با لهجه ی مردی بنویسم
که زبانِ مادری اش را
فراموش کرده
و ماه هاست
با لحنِ تبدارِ آغوشش
برایم سپید می گوید
با منطقِ مردی
که از موهایم
فلسفه می بافد

حتم دارم
یکی از همین روزها
نفس هایش را
چاپ خواهم کرد...!
دیدگاه ها (۲)

گاهی نه آشنا درد را میفهمد ...نه حتی صمیمی ترین دوست ...گاهی...

فروردین ...

من گمان کردم رفتنت ممکن نیسترفتنت ممکن شد...باورش ممکن نیستس...

# پس زمینه ...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط