{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه حس مبهم!!

یه حس مبهم!!
تصمیم گرفته ام
هر چه تو را
به یاد من بیندازد
دور بریزم
فقط یکی بگوید
با چای اول صبح
با سیگار آخر شب
با خلوت بعد از ظهر خیابان
با خانه های پلاک چهل و چهار
با نیمه ی تابستان
با آخر بهار
با اولین برف
با درخت غرق شکوفه
با باران
با باران
با باران
چه کنم؟
دیدگاه ها (۱)

خواب رفتن دیدم و شک و یقین کاری نکردپنج‌طوفان گریه کردم؛ آست...

آرزو میڪنمدرایڹ ظهر زیبانسیم مهرزلف خاطرتاڹ رابیارایدتپش عشق...

‍ سلامصبح پاییزی قشنگتون بخیر...انوار طلایی خورشید نوید مهر...

💖 الهی روزای ذهنت آفتابی باشه و شبای دلت مهتابی💖 الهی غرور...

پارت پانزدهم💫ماه عسل. مادر سوکجین اصرار داشت بروند سیشل. «هم...

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 4کائده:چند روز گذشت.نه ...

LOOKING FOR YOUPART : ¹⁵۱۱ جولای ۲۰۲۶ نور چراغ‌های شهر از پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط