{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم از اینکه

میترسم از اینکه
روزی
یک جایی
من وتو
دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم
و بعد از هر بار هم آغوشی
به یاد آغوش هم بی صدا گریه کنیم ...!
دیدگاه ها (۱)

دلتنگ که شدیبرای دو نفر چای بریز!سهم خودت را بنوش...و بگذار ...

تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمیشنوییک روز من سکوت خواهم ک...

هر روزچشمانم را باز میکنم وتو نیستی!و این بیرحمانه تریناتفاق...

°°°همه را کنار میگذاری و دلت میخواهد همان که کنارت گذاشت مزا...

روزی خواهد رسید که بال‌هایم را از جنسِ رویا می‌سازم و به پرو...

دردسرهای بچه داری پارت۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط