{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز انتظار تو ، در من تداعی شد...

باز انتظار تو ، در من تداعی شد...
قلب ام برای تو ، بازم فدایی شد...

درد دلم کم نیست ، بی تو در این دنیا...
پایان این قصه ، بازم جدایی شد...

این اشک و این گریه ، در من ندارد جان...
چون که دلم از غم ، این دم رهایی شد...

بازم رها کردی ، من را در این غمگاه...
انگار دلت از من ، بازم فراری شد...

بدرود امروزت ، آغاز درد ام بود...
کار دل ام هر شب ، گه بی قراری شد...
دیدگاه ها (۵)

آتشی در دل نهادی سوخت آواز دلمتا کجا پنهان کنم ایدوست من راز...

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو تاری بود بر پود منمی ...

هرکه عشق دیگری در قلب او جا می شودعاقبت با قاب عکسی کهنه تنه...

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 از عشق دوست بین که چه آمد به روی من ک...

”فداکاریِ من، تنها فرصتی بود تا تو راحت‌تر به کسی فکر کنی که...

🖤چه کسی این همه احسان به گدایان داردکه جگرگوشهٔ سلطان خراسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط