درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی بدون اجازش رفتی بار......
این عکس گوگولی رو گذاشتم که بهتون بگم گول هر پسر کیوتی رو نخورید مخصوصا اگر اون پسر لینو بود...
ویو ا/ت
امروز قرار بود که لینو دیروقت بیاد خونه بخاطر همین زنگ زدم به میون و یونا که بریم بار اونا هم قبول کردن پس رفتم و آماده شدم و منتظر میون و یونا شدم ۵ مین بعد یونا زنگ زد که برم بیرون
ویو لینو
ساعت ۲ شب بود که از سرکار برگشتم خونه وقتی در خونه رو باز کردم خونه تاریک بود و تنها منبع نور مال آپاژور گوشه ی خونه بود مثل اینکه ا/ت خوابیده پس رفتم در اتاق رو آروم باز کردم وقتی رفتم داخل اتاق ا/ت نبود یعنی این موقع شب کجاست نکنه اتفاقی براش افتاده؟
.
.
_اون گوشی لعنتی رو جواب بده دیگه،،، همینجور که مدوام شماره اشو میگرفتم که شاید جواب بده زنگ در زده شد
یونا: سلام، ا/ت یکم مسته
_هه (کلافه دستی کشید توی موهاش) تو به این میگی یکم؟
دست ا/ت رو گرفتم و کمکش کردم که بشینه روی مبل رفتم تا در خونه رو ببندم که هنوز دوستش همونجا وایستاده بود
_امیدوارم که این آخرین دیدارت با ا/ت باشه
و بعد درو بستم
+اووووو لینویا کی اومدی خونه؟(با حالت مستی)
ا/ت همه جمله هاشو کشدار و کیوت بیان میکرد ولی هیچ کدومش نمیتونست عصبانیت لینو رو سرکوب کنه
_چرا بدون اجازه ی من رفتی بار
+ببخشیدددد همین یبار بود دیگه
_شیششش الان به غیر از صدای ناله هات نمیخوام چیزی بشنوم
.ویو ا/ت
با جمله ی آخر لینو مستیم کامل پرید و حالا اون چشمای نگران لینو به یه چشمای خمار تبدیل شده بود
+ل....لینو
_خودت با پای خودت برو تو اتاق
+لینو عزیزم ببخشید دیگه قول میدم که بدون اجازه ی تو جایی نرم
_برو توی اتاق......
+لینو.....
_مثل اینکه خودم باید ببرمت
لینو رفت طرف ا/ت و بغلش کرد و بردتش داخل اتاق و پرتش کرد روی تخت و روش خیمه زد
_امشب بهت نشون میدم که بدون اجازه ی من بیرون رفتن چه عاقبتی داره
و بعد لباشو روی لبای ا/ت قفل کرد و چون ا/ت میدونست که اگه با لینو همکاری نکنه به چوخ میره با کمال میل لینو رو همراهی کرد و اون شب یه شب دردناک برای ا/ت رقم خورد
گفتم که گول پسرای کیوت و دوست داشتنی رو نخورید تقصیر خودتون بود به من چه🤷🏻♀️
#تکپارتی
وقتی بدون اجازش رفتی بار......
این عکس گوگولی رو گذاشتم که بهتون بگم گول هر پسر کیوتی رو نخورید مخصوصا اگر اون پسر لینو بود...
ویو ا/ت
امروز قرار بود که لینو دیروقت بیاد خونه بخاطر همین زنگ زدم به میون و یونا که بریم بار اونا هم قبول کردن پس رفتم و آماده شدم و منتظر میون و یونا شدم ۵ مین بعد یونا زنگ زد که برم بیرون
ویو لینو
ساعت ۲ شب بود که از سرکار برگشتم خونه وقتی در خونه رو باز کردم خونه تاریک بود و تنها منبع نور مال آپاژور گوشه ی خونه بود مثل اینکه ا/ت خوابیده پس رفتم در اتاق رو آروم باز کردم وقتی رفتم داخل اتاق ا/ت نبود یعنی این موقع شب کجاست نکنه اتفاقی براش افتاده؟
.
.
_اون گوشی لعنتی رو جواب بده دیگه،،، همینجور که مدوام شماره اشو میگرفتم که شاید جواب بده زنگ در زده شد
یونا: سلام، ا/ت یکم مسته
_هه (کلافه دستی کشید توی موهاش) تو به این میگی یکم؟
دست ا/ت رو گرفتم و کمکش کردم که بشینه روی مبل رفتم تا در خونه رو ببندم که هنوز دوستش همونجا وایستاده بود
_امیدوارم که این آخرین دیدارت با ا/ت باشه
و بعد درو بستم
+اووووو لینویا کی اومدی خونه؟(با حالت مستی)
ا/ت همه جمله هاشو کشدار و کیوت بیان میکرد ولی هیچ کدومش نمیتونست عصبانیت لینو رو سرکوب کنه
_چرا بدون اجازه ی من رفتی بار
+ببخشیدددد همین یبار بود دیگه
_شیششش الان به غیر از صدای ناله هات نمیخوام چیزی بشنوم
.ویو ا/ت
با جمله ی آخر لینو مستیم کامل پرید و حالا اون چشمای نگران لینو به یه چشمای خمار تبدیل شده بود
+ل....لینو
_خودت با پای خودت برو تو اتاق
+لینو عزیزم ببخشید دیگه قول میدم که بدون اجازه ی تو جایی نرم
_برو توی اتاق......
+لینو.....
_مثل اینکه خودم باید ببرمت
لینو رفت طرف ا/ت و بغلش کرد و بردتش داخل اتاق و پرتش کرد روی تخت و روش خیمه زد
_امشب بهت نشون میدم که بدون اجازه ی من بیرون رفتن چه عاقبتی داره
و بعد لباشو روی لبای ا/ت قفل کرد و چون ا/ت میدونست که اگه با لینو همکاری نکنه به چوخ میره با کمال میل لینو رو همراهی کرد و اون شب یه شب دردناک برای ا/ت رقم خورد
گفتم که گول پسرای کیوت و دوست داشتنی رو نخورید تقصیر خودتون بود به من چه🤷🏻♀️
- ۹.۲k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط