{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو رانپارت یک

سناریو ران،پارت یک

علامت ات:_
علامت ران:+
علامت بابای ات:-
علامت مامان ات:*
علامت پسر عمه ی ات:~

{ویو نویسنده}
ات تو اتاقش نشسته بود و داشت درسشو مینوشت
_: واییی خسته شدم،تف تو این مدرسه اه
*:ات،مهمون داریم بیا پایین
_: اومدم
{ویو ات}
رفتم پایین دیدم یه مرد خوشتیپ و جذاب با کت و شلوار و موهای کوتاه بنفش مشکی روی مبل نشسته و داره با بابام صحبت میکنه،یعنی اون کیه،به هرحال با مامانم رفتیم کنار بابام نشستیم
پسر عمه ی بیشورم هم اونجا بود ولی ناراحت
-:پس شما در عزای اون بهمون مبلغ زیادی میدین!
+: بله*نگاه به ات*همینطوره،به هرحال اون خیلی با ارزشه
یهو باهاش چشم تو چشم شدم
~:من مخالفم
+:کسی نظر تورو نخاست جوجه*با لبخند عصبی*
و بعد دستیارش یه کیف انداخت رو میز،درشو که باز کردیم پر پول بود
*: اوه این عالیه عزیزم*نگاه به ات*برو واسایلتو جمع کن،تو دیگه زن این آقایی
ذهن ات:وای... وایسا... یعنی او... اون چیز با ارزش... من بودم؟!........


ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

سناریو ران،پارت دومات با ناراحتی وسایلشو جمع کرد و رفت سوار ...

درخواستی،کازوتوراات و کازو داشتن سک.س میکردن. بعداز اینکه هر...

کاوایی🥹✨

خشم پارت 7+18ویو تهیونگ: از خواب بیدار شدم ات هنوز خواب بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط