پدر خونده (part 122)

پدر خونده (part 122)

جیمین اشکاش بیشتر شد و عذاب وجدان یقشو بیشتر چسبید .

اگه میدونست
تهاجمی رفتار نمی‌کرد و این اتفاقات نمی‌افتاد.

جیمین به سوال های دکتر جواب می داد ‌.

و ات نگران به جونگکوک خیره شده بود و حرفی نمیزد .

با عشقی که توی قلبش کاشته شده بود.
چند قدم عقب رفت و
از کنار جیمین رد شد .

×کجا میری ات

ات چیزی نگفت و از بیمارستان خارج شد .

باید دنبال حقیقت میرفت.

#فلش _بک

&اون قبول کرده که باهاش بری
سرقرار پس چرا اینقدر مضطربی ؟(خونسرد)

♤من مثل تو توی قرار گذاشتن
خوب نیستم جونگکوک.

جونگکوک خندید و گفت

&منو قرار گذاشتن؟
عمرا،
من همه رابطه هام در حد وان ناتین .... من آدم تعهد نیستم ...شبا میرم عشق حال و فرداش...
دیدگاه ها (۰)

پدر خونده (part 123)

پدر خونده (part 124)

پدر خونده (part 121)

پدر خونده (part 120)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط