پدر خونده (part 124)
پدر خونده (part 124)
بی اجازه وارد اتاق مدیرت هتل شده بود .
به ساعت نگاه کرد .
۲۳:۳۰ شب رو نشون میداد .
لارا به دختر خیره شد .
تهیونگ بهش راجب کاری که یهو انجام داده
بود گفته بود .
استرس داشت .
باید به دختر مقابلش چی میگفت !
میگفت تمام مدت میدونستم
تو خواهرمی و بهت نگفتم
چون دشمنی با جونگکوک رو ترجیح میدادم ؟
دشمنی و گرفتن انتقام غرورم!
ات چند قدمی جلو رفت و لب زد
*بگو (سرد)
لارا لبخند زورکیی زد
و گفت
÷چیو ؟
بی اجازه وارد اتاق مدیرت هتل شده بود .
به ساعت نگاه کرد .
۲۳:۳۰ شب رو نشون میداد .
لارا به دختر خیره شد .
تهیونگ بهش راجب کاری که یهو انجام داده
بود گفته بود .
استرس داشت .
باید به دختر مقابلش چی میگفت !
میگفت تمام مدت میدونستم
تو خواهرمی و بهت نگفتم
چون دشمنی با جونگکوک رو ترجیح میدادم ؟
دشمنی و گرفتن انتقام غرورم!
ات چند قدمی جلو رفت و لب زد
*بگو (سرد)
لارا لبخند زورکیی زد
و گفت
÷چیو ؟
- ۶.۱k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط