Dark life 🖤✨🌚

یونا ویو:
صبح با نوری که از پنجره به صورتم میخورد بیدار شدم و رفتم دستشویی کارای لازمو کردم و روتین پوستی صبحم رو هم انجام عا راستی یادم رفت بگم من یونا هستم و ۲۰ سالمه
حوصلم سررفته بود رفتم به لیا دوست اسکلم زنگ بزنم .
(* بچه ها راستی لیا هم سن یوناعه)
علامت یونا_ و علامت لیا+
_ سلام الاغ خوبی؟
+مرسی گاو ت چطوری
_ هیچ حوصلم پوکیده
+ هوم منم میگم میایی شب بریم بارررر؟
_ ارههه
+ اوکی ساعت ۸ خودم میام دنبالت
_ باشه فعلا بایی
+ بایی
یونا ویو:
رفتم بزرگترین مرکز خرید کره و یه لباس که کوتاه بود خریدم خیلییی خوشگل بود و رفتم خونه

رفتم خونه یکم خوابیدم بلند شدم ساعت ۵ و نیم بود سریع رفتم به حمام ۲۰ مینی اومدم یکم کارامو کردم ۷ بود اومدم لباسمو پوشیدم( اسلاید بعد) و آرایش کردم ولی نه خیلی منتظر لیا شدم
که لیا زنگ زد گفت برم پایین.
_ سلاام خوبییی
+ مرسی تو خوبییی
_ ارهه بریم دیگه
+ باش
رسیدیم بار رفتم تو بوی سیگار و الکل اینا داشت خفم میکرد اهمیتی ندادم قسمت وی ای پی رو انتخاب کردیم و نشستیم
×سلام خوش اومدین نوشیدنی چی میخوایین؟
+ یه بطری ویسکی
× چشم الان میارم
+ مرسی
یونا ویو:
نشسته بودیم که دوتا پسر خوشتیپ اومدن داخل که یهو....

پارت اول چطور بود؟
برای پارت بعد:
۵ تا لایک
۴ تا کامنت🌚❤
دیدگاه ها (۷)

Dark life 🌚✨🖤

بچه ها اصلا فیکارو حمایت نمیکنید وقتی حمایت نمیکنید من چطوری...

اوکی بزارین یکم توضیح بدم داستان فیکوته و کوک یه شب میتواستن...

Dark life 🖤✨🌚

پارت 2 مافیای عاشق من 💜

پارت ۱

خشم پارت 1 +18ویو ات: از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود سریع یه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط