خشم
خشم
پارت 1
+18
ویو ات: از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود سریع یه دوش گرفتم و اومدم بیرون رفتم پایین (علامت ات +) (علامت مامان ات #)
+سلام مامان صبح بخیر
# سلام عزیزم بیا صبحونه بخور
+ مرسی مامان میشه تو یه ظرف بزاری با خودم ببرم دیرم شده
#اره عزیزم
+مرسی
رفتم بالا لباسام رو پوشیدم یه ارایش لایت کردم و رفتم ظرف غذام رو از مامانم گرفتم و رفتم سر کار یه نگا به دفترم انداختم و دیدم 6 تا مشتر دارم تا ظهر، نشستم پشت میزم و نفر اول اومد داخل
پرش به ساعت 11
درینگ درینگ درینگ درینگ (زنگ گوشی ات😂)
+الو سلام
.............
+خوبم تو چطوری
.........................
+ناهار بریم؟
........
+باشه پس فعلا بای
.............
داشتم به ناهر با لیا فک میکردم که اخرین نفر اومد داخل (علامت تهیونگ@)
+سلام بفرمایید اقای کیم این برای بار چهارم که تو هفته میاین مشکل خاصی که میتونید به من بگید
@نه فقط همینجوری میام (سرد)
یکم با اقای کیم حرف زدیم حدود ساعت 12 بود که رفت و من با لیا قرار گذاشتم
ویو تهیونگ: هه دختره فکر میکنه من مشکل روانی دارم من مشکلم باباته دختر بابات و حالا با تو ازش انتقام میگیرم (تو ذهنش)
ات داشت میرفت سوار ماشین بشه که...............
به شرط 3 تا لایک پارت 2 رو میزارم😁
پارت 1
+18
ویو ات: از خواب بیدار شدم ساعت 5 بود سریع یه دوش گرفتم و اومدم بیرون رفتم پایین (علامت ات +) (علامت مامان ات #)
+سلام مامان صبح بخیر
# سلام عزیزم بیا صبحونه بخور
+ مرسی مامان میشه تو یه ظرف بزاری با خودم ببرم دیرم شده
#اره عزیزم
+مرسی
رفتم بالا لباسام رو پوشیدم یه ارایش لایت کردم و رفتم ظرف غذام رو از مامانم گرفتم و رفتم سر کار یه نگا به دفترم انداختم و دیدم 6 تا مشتر دارم تا ظهر، نشستم پشت میزم و نفر اول اومد داخل
پرش به ساعت 11
درینگ درینگ درینگ درینگ (زنگ گوشی ات😂)
+الو سلام
.............
+خوبم تو چطوری
.........................
+ناهار بریم؟
........
+باشه پس فعلا بای
.............
داشتم به ناهر با لیا فک میکردم که اخرین نفر اومد داخل (علامت تهیونگ@)
+سلام بفرمایید اقای کیم این برای بار چهارم که تو هفته میاین مشکل خاصی که میتونید به من بگید
@نه فقط همینجوری میام (سرد)
یکم با اقای کیم حرف زدیم حدود ساعت 12 بود که رفت و من با لیا قرار گذاشتم
ویو تهیونگ: هه دختره فکر میکنه من مشکل روانی دارم من مشکلم باباته دختر بابات و حالا با تو ازش انتقام میگیرم (تو ذهنش)
ات داشت میرفت سوار ماشین بشه که...............
به شرط 3 تا لایک پارت 2 رو میزارم😁
- ۱.۶k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط