{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز صبح با قرآن و یه کاسه آب داداشمو بدرقه کردم....

امروز صبح با قرآن و یه کاسه آب داداشمو بدرقه کردم....
اون رفت و انگار با رفتنش یه تیکه از وجودمو کند و با خودش برد...
حالا من موندمو تنهایی هام...
نمیدونم حالا چه جوری با این حالم کنار بیام؟؟؟؟
خدایا خودت پشت و پناهش باش.
دیدگاه ها (۲۱)

..

..

وقتی به دخترانسرزمینم میگویی آهن پرستبدان انگشت شمار نیستند ...

بیلبورد شب یلدا...

عشق منp2۴صبح شده بود از درد زیر دلم بلند شدم زیر دلم تیر میک...

part ⁹(خلاصه 1ماه) "سویونگ فردا بهوش امد اما دیگه نه دختر بو...

p10ဗီူဗီူဗီူဗီူبیو مارسل یه رب ساعتی میشه رسیدیم کلاب و شروع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط