{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجبورم

مجبورم

لباسِ غریبه ها را تن کنم...

خودم را

به یک باجه‌ی تلفن همگانی برسانم

به امید یک لحظه شنیدنِ صدای بمِ تو

شماره ات را بگیرم

کاش هیچوقت با هم آشنا نمی شدیم

نمی دانستم تو غریبه ها را

بیشتر دوست داری!


| سارا نجفی |
دیدگاه ها (۱)

هر روز میلیون ها نفر در سراسر جهان در خط مقدم تنهایی شان ...

رفتی و شدم آیینه ی عبرت مردم... مهمان شب آخر ماه عسلم من.....

-خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی! که بی قرار نباشد؛ که بی...

میدانی، من خواب را دوست دارم، هرگاه که بیدارم، زندگی ام ت...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟔که یه یهو صفحه گوشی روشن شدم...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟔دست کوک آروم از روی شکم ات ب...

P:6. My home

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط