{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیم ساعت پیش

نیم ساعت پیش
خدا را دیدم قوز کرده
با پالتوی مشکی بلندش!!
سرفه کنان در حیاط
رو به ایوانی که من
ایستاده بودم آمد
آواز که خواند تازه فهمیدم
#پدرم را
با او اشتباهی گرفته ام!!

#حسین_پناهی 
دیدگاه ها (۲۰)

وقتی تونیستیشادیکلام نامفهومی ست!و "دوستت می‌ دارم"رازی‌ ست،...

مرا مست کردیشرابی مگر ؟گرفتی مراشعر نابی مگر ؟گرفتم سراغ تو ...

چشمهای مهربانتچون چراغی روشن استباغ گل پوشیده اینامش مگو پیر...

حد اعلای ادب را من رعایت کرده امتا نشستی در دلم از خویشتن بر...

بچه ها از اینکه غلط املایی میبینید متاسفم منو ببخشید

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

عشق در تاریکی پارت: 15 ویو الیس پدرم بهم زنگ زد و یه خبر خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط