{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جان آمد دلم اي جان ، ز دست هجر بي‌پايان

به جان آمد دلم اي جان ، ز دست هجر بي‌پايان
ندارم طاقت هجران به جان ، زنهار ، دستم گير

هميشه گرد کوي تو همي گردم به بوي تو
نديدم رنگ روي تو ، از آنم زار ، دستم گير
دیدگاه ها (۰)

ز وصلت تا جدا ماندم هميشه در عنا ماندماز آن دم کز تو واماندم...

جان من ، از جان گذشتن کار مشتاقان بودليک چون جانم تويي بر من...

به آفتاب خطاب تو خواستم کردندلم نداد ، که هست آفتاب هر جاییس...

دل سرگشته ی حيران ما رانشاني در رهي بنما ، کجايي ؟چو شيداي ت...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

شرلوک*Sherlock part 31 (4)🌀✒️شرلوک یک ثانیه ایستاد. نفس عمیق...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط