{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خداغنچه ی شادی بودم

به خداغنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخـم چید
شعلــه آه شد م ، صــد افسوس
که لبــم باز بر آن لب نرسیـــد
عاقبت بنــد سفـــر پایـــم بست
میروم، خنده به لب،خونین دل
می روم از دل من دست بردار
ای امیـــــد عبث بی حاصــــل...
فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۵)

salam,khobin rofagha?in ghalb ro taghdim mikonam b hamaton k...

قدم بزنیم . . .من با ” تـــــــــو ”تو با هر که دلت خواست !ف...

che khoshmele^ _ ^

من دلم تنگ میشه واست نیستی انگارنیست،حواسم نیستی اماهنومونده...

#بوسه_مرگ "پارت ۵۶"با غرغر زیر لب، روی صندلی نشستم..خدمتکاره...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط