{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز جلوی در خونتون خیلی منتظر موندم که بیای تا حداقل ا

امروز جلوی در خونتون خیلی منتظر موندم که بیای تا حداقل از دور ببینمت و دلم آروم بگیره اما نشد
انگار رفتی از این شهر همونطوری که گفتی... من و تو جایی که نباید پشت همو خالی کردیم
مهدی خیلی شاکیم بیشتر از دست خودم
دیدگاه ها (۲)

ساکت و سردی چرا؟ سردی و قهری چرا؟ با دل خسته ی من چرا بد کرد...

با خودمون چه کار داریم می کنیم که همه چیز را داریم زیر سوال ...

خب از بس که احمقن

هه...

پارت ۳۴صدای نفس‌های جونگکوک هنوز توی گوشم بود.سنگین.خسته.درد...

پارت ۳۱بعد از حرف مینهو…رسماً حس کردم دمای بدن جونگکوک افتاد...

وقتی دوستت داشت ولی … 6p

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط