{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتفاق عاشقی انتخاب من نبود

اتفاق عاشقی انتخاب من نبود

او پی نشانه بود

اما آن نشانه من نبود

قصه ام از آنجا شروع شد

که بی هوا آمد

بی آنکه بخواهمش!

قصه ی زندگی ام آغاز شد !

من در تار عشق عنکبوتی افتادم !

که سیر بود !

نه !جرات پرواز داشتم!

نه!جرات مردن !!!

او مرا رها نکرد !

رفت پی طعمه دگر !

او فکر نکرد

آن پروانه اسیر تار عشق

چه می شود !

او فقط حریص وار

دنبال طعمه دگر می گشت

.اما دیری نگذشت

آن زمان که برگشت !

پروانه خود را رهانده بود .

فقط برای او یه تار پاره جا مانده ی بود!!
دیدگاه ها (۳)

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفتعاقبت چرخ حسود این عشق...

همیشه مردی را دوست داشتم :) که زن بودن را بفهمد ...تا بتوانم...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است 🚩جمهوری ا...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

وقتی‌که پروانه در تار بیفتد که: عنکبوتِآن سیر باشد، تازه قصه...

پدرم می گفت:محبتت را به برگها سنجاق مزن که باد با خود می برد...

در زندگی:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد.....

در زندگی:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد.....

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط