{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

i

i

من ناز نمیکشم دلت خواست برو
کج کج نکنم نگاه و " یکراست" برو

هرجور که مایلی بزن قید مرا
هرچند دلم یکه و تنهاست، برو

دیگر نکِشم منت " مهتابت" را "تاریکی" از این به بعد زیباست، برو
خودخواهی و در فکر خودت هستی و بس،
پس خواهش و التماس، بیجاست، برو

روراست بگویم نه من آن "مجنونم"
نه در سر ِتو هوای "لیلا"ست، برو

یک لحظه نگاه هم نکن، پشت سرت
در، روی تو و خاطره ها "واست" برو

از اول کار، اشتباه از من بود ؛
آری همه " از ماست که بر ماست" برو

بی معرفتی ولی ندارم گله ای؛
این رسم همیشه های دنیاست، برو

یک روز که دلتنگ شدی میفهمی
حسرت "تو"ی هرگز نشدِ "ما" ست، برو...
دیدگاه ها (۱)

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

اینم ژله های قطع بندی شده برای دسر شیشه خورده

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

ﺩﻓﺘﺮ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻢ ، ﻧﯿﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ...ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺴ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط