{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکفتی همچو گل در بازوانم

شکفتی همچو گل در بازوانم

درخشیدی چو می در جام جانم

به بال نغمه آن چشم وحشی

کشاندی تا بهشت جاودانم
دیدگاه ها (۱)

چشمای نازتو واکنحیف اشکات که بریزهبگوعشقمون همیشهواسه خاطرت ...

محبوب بودنت را در”همین لحظه “باورکن! لحظه ای کهدلی به” یاد “...

برایت می نویسم دوستت دارممیدانم که نمیدانیولی میدانم که میخو...

گرگ هم که باشیعاشق بره ای خواهی شدکه تو را به علف خوردن وا م...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط