بغل بزرگ از تام ریدل *چند پارتی پارت دو*
بغل بزرگ از تام ریدل *چند پارتی پارت دو*
من آ/ت نات هستم
امروز سال دوم هاگوارتزه
وقتی وارد خوابگاه شدم تام ریدل حال بهم زنمو دیدم که گفت
تام:هه میبینم که خانم نابغه اومده
آ/ت:خفه شو ریدل حداقل درسم بهتره ازت
تام:*با لحن سرد همیشه گیش*میبینیم کدوممون شکست میخوره*میگه و میره*
آ/ت:مرتیکه رومخ
پنسی:هعی آ/ت داریم جرعت حقیقت بازی میکنیم میای
آ/ت :آره آره حتما تو برو من میام
پنسی:خب آ/ت جرعت یا حقیقت
آ/ت:جرعت
پنسی:فردا برو پات رو به ریدل گیر بده و روش بیوفت
آ/ت:چی نه
پنسی:باید انجام بدی
(آ/ت از این فکر خوابش نمیگرفت که چجوری روی اون نره خر بیوفته اخهه پنسیییی)
فردا:
من آ/ت نات هستم
امروز سال دوم هاگوارتزه
وقتی وارد خوابگاه شدم تام ریدل حال بهم زنمو دیدم که گفت
تام:هه میبینم که خانم نابغه اومده
آ/ت:خفه شو ریدل حداقل درسم بهتره ازت
تام:*با لحن سرد همیشه گیش*میبینیم کدوممون شکست میخوره*میگه و میره*
آ/ت:مرتیکه رومخ
پنسی:هعی آ/ت داریم جرعت حقیقت بازی میکنیم میای
آ/ت :آره آره حتما تو برو من میام
پنسی:خب آ/ت جرعت یا حقیقت
آ/ت:جرعت
پنسی:فردا برو پات رو به ریدل گیر بده و روش بیوفت
آ/ت:چی نه
پنسی:باید انجام بدی
(آ/ت از این فکر خوابش نمیگرفت که چجوری روی اون نره خر بیوفته اخهه پنسیییی)
فردا:
- ۲۴۵
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط