{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوووووووف

اوووووووف



هنوز صدای اون آقاهه که افسار اسب به دستش بود رو یادمه
خووووش گذشت خیلی خیلی
یاااااادش بخیر 😔
دیدگاه ها (۱)

صـ ـ ـ ـدایت را می پوشم چشمهـ ـ ـایت را، در جیب میگذارم ...

" سیاه سفید " دوستت خواهم داشتتمام چیزها قدیمیش خوب استاز آد...

قرار بود کولت بشم اما نشدمحسرتش به دلم موند یادته چقد سربالا...

خیلی میخوامت نفس..... همیشه به یادت هستم

یکسال از جنگ دوازده روزه گذشت ولی برای ما مثل یک عمر بود .پ....

رمان جدید پارت ۲بهم زل زده بود بعد بهش گفتم اینا خیلی گرونه ...

عشقی دوباره²p³⁰"ویو ۴ سال بعد"بلاخره شب شد سئو یون رو خوابون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط