ات خوب گوش کن و نترس خب
_ا/ت خوب گوش کن و نترس خب
+ب..باشه(نگران)
_من بابام خونآشام مامانم انسان و مامانم مافیا من هم باید وارث باشم و با یه مافیا ازدواج کنم مامانم راضی شده اما الان بابام میگه باید با دخترعموم ازدواج کنم و مامانم بابامو کشت
+ناراحت نیستی بابات مرده؟(ترس و نگرانی)
_نه من خون آشامم و نژادم پارگوم(چرت پرت) و میتونم برم توی دنیای مردگان ببینمش
+(شوک احساسی شد و گریه کرد)(من درآوردی)
_ا/ت....
تهیونگ محکم ترمز زد نزدیک بود ا/ت بره تو شیشه
_(ا/ت رو بغل کرد)
+خوبم...(گریه اش قطع شد)
_خوبه
فلش بک به فردا شب
ویو ا/ت
لیسا مجبورم کرده بود براش قصه بگم که وسط گفتن خوابم برد
لیسا:آبجی آبجی آبجی
+هوف خسته ام کردی لیسا خوابم میاد خب
لیسا: باشه بغلم کن بخوابم
+برو پیش مامان
لیسا رفت
ساعت ۳:۰۰
گوشی ا/ت زنگ خورد
مکالمه تلفنی
+الو
_خوابی؟
+ساعت سه نصف شبه میخوای بیدار باشم
_خب حالا بیا تو بالکن
+چی؟ الان میام
+(ا/ت رفت تو بالکن)چرا اومدی مامانم الان میاد
_بزار بیاد
+برو
_رفتم(رفت)
پایان مکالمه تلفنی
+ب..باشه(نگران)
_من بابام خونآشام مامانم انسان و مامانم مافیا من هم باید وارث باشم و با یه مافیا ازدواج کنم مامانم راضی شده اما الان بابام میگه باید با دخترعموم ازدواج کنم و مامانم بابامو کشت
+ناراحت نیستی بابات مرده؟(ترس و نگرانی)
_نه من خون آشامم و نژادم پارگوم(چرت پرت) و میتونم برم توی دنیای مردگان ببینمش
+(شوک احساسی شد و گریه کرد)(من درآوردی)
_ا/ت....
تهیونگ محکم ترمز زد نزدیک بود ا/ت بره تو شیشه
_(ا/ت رو بغل کرد)
+خوبم...(گریه اش قطع شد)
_خوبه
فلش بک به فردا شب
ویو ا/ت
لیسا مجبورم کرده بود براش قصه بگم که وسط گفتن خوابم برد
لیسا:آبجی آبجی آبجی
+هوف خسته ام کردی لیسا خوابم میاد خب
لیسا: باشه بغلم کن بخوابم
+برو پیش مامان
لیسا رفت
ساعت ۳:۰۰
گوشی ا/ت زنگ خورد
مکالمه تلفنی
+الو
_خوابی؟
+ساعت سه نصف شبه میخوای بیدار باشم
_خب حالا بیا تو بالکن
+چی؟ الان میام
+(ا/ت رفت تو بالکن)چرا اومدی مامانم الان میاد
_بزار بیاد
+برو
_رفتم(رفت)
پایان مکالمه تلفنی
- ۸.۷k
- ۱۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط