{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهم

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهم

قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم

 

خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است؛

جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟

 

در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافی است

رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم

 

بعد عمری که قفس واشد و آزاد شدم

تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم

 

سر به راهم تو مرا سر به هوا می خواهی

پس نه راهی، نه هوایی، نه سری می خواهم

 

چشم در شوق تو بیدارتری می طلبم

دلِ در دام تو افتاده تری می خواهم

 

در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم

بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم

 


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

شوق پرکشیدن است در سرم قبول کندل شکسته ام اگر نمی پرم قبول ک...

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جای...

در این بهشت سیب منی گندم منیای ناگزیر دیدنی ، اما نچیدنیطعم ...

همین که خواستم از آخرین قفس بپرم رسید نامه ی سنگت چه ناگهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط